تورم و یا ضخیم شدن بافت پستان را اصطلاحا تومور سینه می نامند. گاهی امکان تشخیص تومور با لمس سینه ها امکان پذیر می باشد و در برخی موارد، در تست غربالگری ماموگرافی تشخیص داده می شود.
بسیاری از افراد با یافتن توده در سینه خود، خود را مبتلا به سرطان می دانند. اما باید این نکته را در نظر داشته باشید که تمامی تومورهای پستان سرطانی و بدخیم نبوده و می توانند خوش خیم باشند.
سینه ها همواره تحت تاثیر تغییرات هورمونی قرار می گیرند و معمولا قبل از شروع سیکل قاعدگی و یا در دوران بارداری، شاهد سفت و حساس شدن سینه ها خواهیم بود.
https://pa.nhp.gov.in/disease/%E0%A8%95%E0%A8%B8%E0%A8%B0
در این مقاله به بررسی تومورهای پستان و درمان آن ها می پردازیم.
احتمال ظاهر شدن تومورهای خوش خیم در هر قسمت از پستان وجود دارد. این قبیل تومورها اغلب فاقد درد هستند.
مواردی از قبیل تغییرات هورمونی، آسیب به سینه و یا مشکلات دوران شیردهی که منجر به بروز عفونت و آبسه می شوند، در بروز تومورهای خوش خیم دخیل هستند.
تغییرات فیبروکیستیک. که بیماری نیست، اما به عنوان اختلال خوش خیم در نظر گرفته می شود. بافت پستان و غدد شیری به تغییرات هورمونی در طول تخمک گذاری بیش از حد واکنش نشان می دهند و منجر به تشکیل توده می شوند.
تغییرات فیبروکیستیک، شایع ترین اختلال غیر سرطانی در سینه ها هستند که عمدتا در خانم ها ما بین سن بیست تا پنجاه سال شایع می باشد.
فیبروآدنوما. توده های جامدی که در خانم ها ما بین سن هجده تا سی و پنج سال مشاهده می شوند.
کیست. تشکیل کیست های مملوء از مایع که عمدتا در سنین 35 تا 50 سال دیده می شوند و خود به خود از بین می روند.
نکروز چربی. تشکیل توده های سفت در سینه، که معمولا ناشی از تشکیل اسکار بعد از وارد آمدن آسیب به پستان می باشد.
عفونت پستان و تشکیل آبسه. این حالت عمدتا در دوران شیردهی اتفاق می افتد و می تواند با درد و تشکیل توده در سینه همراه باشد.
در بسیاری از موارد، نیازی به درمان تومورهای خوش خیم نیست، مگر این که علائم شدید باشد.
نیازی به درمان تومورهای فیبروآدنوما نیست، مگر این که بزرگ شده باشند.
در صورت تشکیل کیست، تخلیه محتویات کیست با سوزن در نظر گرفته می شود.
در صورت بروز عفونت، مصرف آنتی بیوتیک از سوی پزشک تجویز خواهد شد.
تومورهای بدخیم
تومورهای بدخیم به عنوان توده و تومور سرطانی در نظر گرفته می شوند و می توانند به بافت های اطراف حمله کنند و به آن ها آسیب بزنند. در صورتی که تومور موجود در پستان، بدخیم تشخیص داده شود، بیوپسی از بافت جهت تعیین میزان شدت و تهاجمی بودن تومور انجام خواهد شد.
در صورتی که تومور بدخیم در مراحل اولیه تشخیص و درمان نشود، به رشد خود ادامه می دهد و به بافت های اطراف حمله می کند، حتی احتمال درگیری غدد لنفاوی اطراف نیز وجود دارد.
وجود توده در پستان یکی از شایع ترین علائم سرطان پستان می باشد، البته علائم دیگری نیز وجود دارد که شناخت آن ها بسیار مهم است. علائم تومورهای بدخیم و سرطانی سینه عبارتند از:
مشاهده توده در سینه و یا زیر بغل
تغییر شکل و اندازه سینه ها
قرمز شدن پوست پستان
تغییر پوزیشن نوک پستان
ترشح از نوک سینه (یکی از سینه ها و یا هر دو)
متاسفانه بسیاری از خانم ها تا زمان انجام تست های غربالگری مانند ماموگرافی، متوجه علائم فوق نخواهند شد. در صورت مشاهده هر گونه تغییر در بافت پستان سریعا به پزشک مراجعه کنید. البته این نکته را نیز در نظر داشته باشید که مشاهده علائم گفته شده الزاما به معنای ابتلا به سرطان نیست و بررسی های بیشتری نیاز می باشد.
تست های تصویربرداری مانند اشعه ایکس و اولتراسوند، از جمله تست هایی هستند که در تشخیص تومورهای بدخیم پستان از سوی پزشک تجویز می شوند. در صورتی که مورد مشکوکی در تست های تشخیصی مشاهده شود، بیوپسی از بافت نیز انجام خواهد شد، تا بدخیم یا خوش خیم بودن توده مشخص گردد.
عواملی از قبیل:
شرایط سنی، بالای 50 سال
سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان پستان
عدم باروری بعد از سی سالگی
هورمون درمانی
مصرف بیش از حد مشروبات الکلی
چاقی و اضافه وزن
احتمال ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهند.
جراحی، اولین خط درمان در تومورهای بدخیم و سرطانی می باشد.
جراحی محافظت از پستان: هدف از انجام این جراحی، حفظ سینه و درآوردن توده و گاهی بخش اعظمی از سینه می باشد. این شیوه جراحی، لامپکتومی نام دارد و گاهی ممکن است مقداری از بافت سالم اطراف نیز برداشته شود.
ماستکتومی: در این شیوه جراحی، تمام بافت پستان برداشته می شود.
دیگر اقدامات درمانی عبارتند از:
در این شیوه درمانی، سلول های سرطانی با تابش اشعه نابود می شوند. معمولا رادیوتراپی بعد از جراحی و جهت نابودی سلول های سرطانی باقی مانده انجام می شود.
در این شیوه درمانی، سلول های سرطانی با مصرف دارو نابود می شوند. شیمی درمانی قبل از جراحی، به کوچک تر شدن سلول های سرطانی و بعد از جراحی، به نابودی سلول های سرطانی باقی مانده کمک می کند.
از آن جایی که شیمی درمانی بر روی کل بدن تاثیر می گذارد، احتمال بروز عوارضی مانند خستگی و یا ریزش مو بعد از درمان وجود دارد. البته ناگفته نماند که احتمال بروز عوارض برای تمامی افراد یکسان نخواهد بود.
داروهایی که در این شیوه درمانی استفاده می شوند، باعث مسدود کردن اثرات هورمون های استروژن و پروژسترون و هم چنین توقف تولید استروژن توسط بدن می شوند.
در صورتی که سرطان پیشرفت کرده باشد، درمان های گفته شده موثر نخواهد بود، اما می توان از شدت علائم کم کرد تا بیمار احساس بهتری داشته باشد.
رادیوتراپی، از جمله روش های درمان سرطان است که در آن، سلول های سرطانی با استفاده از تابش پرتو کشته و تومورها نیز کوچک می شوند. تابش پرتو به گونه ای است که با آسیب رساندن به DNA سلول ها مانع از تقسیم سلول های سرطانی می شود. سلول های آسیب دیده تجزیه و از بدن دفع خواهند شد.
دو نوع رادیوتراپی وجود دارد: داخلی و خارجی.
نوع رادیوتراپی بر اساس عواملی از قبیل:
نوع سرطان
اندازه تومور
محل تشکیل تومور
شرایط جسمانی و سابقه پزشکی بیمار
دریافت سایر گزینه های درمان
در نظر گرفته می شود.
روند انجام رادیوتراپی خارجی به این صورت است که دستگاه با بدن تماس پیدا نمی کند، بلکه اطراف بیمار می چرخد و اشعه از چند جهت به ناحیه مورد نظر تابیده می شود. رادیوتراپی خارجی، درمان موضعی محسوب می شود، چرا که ناحیه ای خاص از بدن تحت درمان قرار می گیرد.
به عنوان مثال، در سرطان ریه، اشعه تنها به قفسه سینه تابانده می شود، نه کل بدن.
روند انجام رادیوتراپی داخلی به این صورت است که منبع تابش که می تواند جامد و یا مایع باشد، در داخل بدن قرار می گیرد.
رادیوتراپی داخلی با منبع جامد، براکی تراپی نامیده می شود. در این روش، نوار یا کپسول حاوی منبع پرتو داخل بدن و یا در نزدیکی تومور قرار می گیرد. رادیوتراپی داخلی با منبع مایع، درمان سیستمیک نام دارد، بدین معنا که درمان در خون به تمامی بافت ها می رسد و سلول های سرطانی نابود می شوند.
از رادیوتراپی در درمان سرطان و تسکین علائم استفاده می شود. این شیوه درمانی به پیشگیری از بازگشت مجدد سرطان، توقف و یا آهسته کردن رشد سلول های سرطانی کمک می کند.
رادیوتراپی خارجی، با کوچک کردن تومورها به تسکین درد و یا سایر مشکلات ناشی از وجود تومور مانند مشکلات تنفسی و یا عدم کنترل مثانه کمک می کند. درد ناشی از پخش شدن سرطان به استخوان نیز با رادیوتراپی سیستمیک قابل درمان و کنترل می باشد.
از رادیوتراپی خارجی در درمان بسیاری از سرطان ها استفاده می شود.
از براکی تراپی نیز در درمان؛ سرطان گردن، سرطان سینه، سرطان دهانه رحم و پروستات استفاده می شود.
در درمان انواع خاصی از سرطان تیروئید، رادیوتراپی سیستمیک از سوی پزشک تجویز می شود.
در برخی بیماران، تنها یک شیوه درمانی کفایت می کند. اما در بیشتر موارد، رادیوتراپی در کنار سایر شیوه های درمانی مانند جراحی و یا شیمی درمانی برای بیمار در نظر گرفته می شود.
امکان انجام این شیوه درمانی، قبل و بعد از سایر شیوه های درمانی و به منظور افرایش اثر بخشی درمان، وجود دارد. زمان مناسب انجام رادیوتراپی به عواملی از قبیل نوع سرطان و هدف از انجام این شیوه درمانی (درمان سرطان و یا تسکین علائم) بستگی دارد.
پیش از جراحی: کوچک تر شدن اندازه تومور و تسهیل برداشتن تومور حین جراحی
در طول جراحی: انجام رادیوتراپی حین جراحی باعث می شود اشعه بدون عبور از پوست، به ناحیه مورد نظر برسد. به همین خاطر، آسیبی به بافت های اطراف وارد نخواهد شد.
بعد از جراحی: نابودی سلول های سرطانی باقی مانده
نکته مهم این است که میزان محدودی پرتو باید دریافت شود. بسته به میزان پرتویی که برای ناحیه درمان نیاز است، ممکن است دیگر رادیوتراپی در همان ناحیه برای بار دوم مناسب نباشد. اما در صورتی که ناحیه مورد نظر، میزان مناسبی پرتو دریافت کرده باشد، امکان درمان در ناحیه دیگر وجود دارد، البته در صورتی که فاصله میان دو ناحیه از هم به نسبت زیاد باشد.
رادیوتراپی نه تنها باعث نابودی و توقف رشد سلول های سرطانی می شود، بلکه ممکن است بر روی سلول های سالم اطراف نیز تاثیر بگذارد. آسیب دیدن سلول های سالم، یکی از عوارض رادیوتراپی می باشد.
بسیاری از بیماران بعد از رادیوتراپی، احساس خستگی می کنند.
عوارض این شیوه درمانی به ناحیه ای که تحت درمان قرار می گیرد نیز بستگی دارد. به عنوان مثال، رادیوتراپی سینه می تواند با عوارضی مانند ریزش مو، خستگی، تورم و سفتی سینه ها همراه باشد. اسهال، خستگی، ریزش مو، تهوع و استفراغ و تغییرات پوستی از جمله عوارض رادیوتراپی در ناحیه لگن می باشد.
سلول های سالمی که حین رادیوتراپی آسیب می بینند، طی چند ماه بعد از درمان بهبود می یابند. گاهی ممکن است مدت زمان بهبودی کمی طولانی شود.
رادیوتراپی می تواند با عوارضی مانند تهوع، زخم های دهانی و یا مشکلات خوردن همراه باشد. از آن جایی که بدن جهت ترمیم آسیب به انرژی نیاز دارد، مهم است بیمار بعد از درمان، رژیم غذایی سالم و محتوی کالری و پروتئین داشته باشد.
برخی بیماران در طول دوره درمان قادر به سر کار رفتن هستند. اما برخی افراد نمی توانند برای مدتی کار کنند. زمان مناسب بازگشت به محل کار به شرایط جسمانی بیمار بستگی دارد. بهتر است در خصوص این مورد با پزشک خود مشورت داشته باشید.
معمولا بیمار در اولین جلسات درمان احساس ناخوشایندی ندارد، اما به مرور زمان، از انرژی بدن کاسته می شود و بیمار احساس ضعف دارد. با پایان درمان و بعد از گذشت چند ماه، بدن به حالت قبل برمی گردد و فرد احساس بهتری خواهد داشت.
https://www.cancer.gov/about-cancer/treatment/types/radiation-therapy
قبل از پرداختن به این مسئله، باید به این نکته اشاره کرد، تا کنون به طور علمی ثابت نشده است که افراد مبتلا به سرطان و یا کسانی که قبلاً سرطان داشته و اکنون بهبود یافته اند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به آنفولانزا قرار دارند.
به طور مثال: مشخص نیست که از هر ۱۰۰ نفر، فرد سالم چه تعداد، در یک فصل دچار آنفولانزا می شوند. این مثال در مورد افراد مبتلا به سرطان و همچنین بهبود یافتگان سرطان نیز، صدق می کند.
نکته حائز اهمیت این می باشد که ابتلا به عفونت آنفولانزا در افراد مبتلا به سرطان، نسبت به افراد سالم بسیار شدید تر و خطرناک تر می باشد. همچنین در موارد حاد، این افراد نیاز به بستری شدن در بیمارستان را دارند. بنابراین می بایستی این بیماران، نسبت به آنفولانزا واکسینه بشوند.
دو نوع واکسن آنفولانزا وجود دارد:
· واکسنی که از لاشه ویروس تهیه شده و زنده نمی باشد و به صورت تزریقی استفاده می شود.
· واکسنی که به صورت اسپری می باشد و در مخاط بینی پاشیده می شود که بعد از آغشته شدن مخاط بینی به این ویروس زنده، فرد علائم آنفولانزای خفیفی را نشان می دهد و سپس نسبت به آنفولانزا مقاوم می شود.
واکسن زنده برای بیماران سرطانی و همچننین بهبودیافتگان سرطان توصیه نمی شود، در صورتیکه واکسن تزریقی حتماً توصیه می شود.
تزریق واکسن آنفولانزا بدان معنا نیست که شخص صد در صد بیمار نخواهد شد، اما چناچه فرد به این ویروس مبتلا شود عوارض و علائم کمتری را خواهد داشت.
آیا خود واکسن در این افراد، ممکن است باعث بروز آنفولانزا شود؟ خیر، واکسن آنفولانزا از نوع تزریقی به جهت اینکه ویروس مرده است باعث بیماری نمی شود اما ممکن است علائمی مانند: خستگی، ضعف و تب خفیف تا مدتی وجود داشته باشد. این ها علائم آنفولانزا نمی باشند، بلکه واکنش سیستم ایمنی، به ذرات مرده ویروس وارد شده به بدن می باشند و ممکن است این علائم تا دو هفته طول بکشند. در طی این دو هفته بدن فرد، علیه آنفولانزا آنتی بادی هایی ترشح خواهد کرد که در مواجهه بعدی ویروس، بدن را مقاوم تر می کنند.
به دلیل اینکه، دو هفته بین تزریق و پیدا شدن اثرات خوب واکسن وقفه اتفاق می افتد، پیشنهاد می شود بیماران سرطانی در حال درمان سرطان و همچننین بهبودیافتگان سرطان در اولین فرصت ممکن این تزریق را انجام دهند.
نکته مهم دیگر این است که، ترجیحاً افراد خانواده بیماران سرطانی، بهتر است واکسن آنفولانزا را بزنند، چرا که در صورت ابتلا به ویروس آنفولانزا، به راحتی ویروس را به بیماران منتقل می نمایند.
بهبودیافتگان سرطان لازم است، هر سال واکسن آنفولانزا را تزریق نمایند زیرا هر سال انواع جدیدی از ویروس ها شیوع پیدا می کنند. ضمن اینکه ایمنی که به این واکسن ها ایجاد خواهد شد در طول زمان کم و کمتر خواد شد.
از جمله کارهایی که بیماران سرطانی برای پیشگیری از ابتلا به ویروس آنفولانزا می بایستی انجام دهند، عبارتند از: شست و شوی مرتب دست ها، استفاده از مواد ضد عفونی کننده حاوی الکل، استفاده از دستمال هنگام سرفه کردن و عطسه کردن، پرهیز از رفتن به جاهای شلوغ و پر رفت و آمد و تماس نداشتن با افراد بیمار.
(اخبار بهداشت و سلامت رویترز)- آخرین پژوهشی که به تازگی در مجله کارسینوژن انتشار یافته به بررسی اثر رنگ موهای تیره و صاف کننده های مو بر افزایش سرطان پستان پرداخته است.
این تحقیقات نشان میدهد که استفاده مداوم از صاف کننده های شیمیایی مو و یا رنگ موهای قهوهای تیره یا سیاه منجر به خطر بالاتر ایجاد سرطان پستان خواهد شد.
دکتر تامارا جمیز استاد، اپیدمیولوژی در مورد گزارش مجله کارسینوژنز میگوید: “درباره رنگ موهای تیره و صاف کننده های مو نگران هستم. باید در مورد رعایت اعتدال در مصرف این مواد بیشتر فکرکنیم و به ظاهری طبیعی تر درباره خود بیاندیشیم”.
https://www.krabb.is/fraedsla-forvarnir/krabbamein-a-o/
وی در یک مصاحبه تلفنی میگوید: “صرفاً به دلیل اینکه محصولی در بازار وجود دارد به این معنا نیست که برای ما بی خطر است”. پروفسور جیمزتاد استاد دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد در شهر بوستون بوده و به عنوان محقق مستقل مصاحبه کرده است، او در این تحقیق نقشی نداشته است.
این مطالعه که بر روی ۴۲۸۵ زن سفیدپوست و سیاهپوست آفریقایی- آمریکایی انجام شد، اولین مطالعه ای بود که افزایش معنادار ریسک سرطان پستان در میان زنان سیاهپوست مصرف کننده حالت دهنده های شیمیایی مو و زنان سفیدپوست مصرف کننده رنگ های موی تیره را نشان داد.
این مطالعه نشان داد زنان سیاهپوستی که از حالت دهنده های شیمیایی مو استفاده کرده بودند در مقایسه با زنان سیاهپوستی که از این حالت دهنده ها استفاده نکرده بودند افزایش ۵۱ درصدی ریسک سرطان پستان داشتند، و زنان سفیدپوستی که از رنگ موی تیره استفاده کرده بودند افزایش ۷۴درصدی ریسک سرطان پستان داشتند.
در زنان سفیدپوستی که بطور مداوم موهای خود را با رنگ های تیره رنگ می کردند و از حالت دهنده های شیمیایی نیز استفاده می کردند افزایش ریسک سرطان پستان بالاتر بود. افزایش خطر به نسبت به زنان سفیدپوستی که از رنگ های موی تیره و حالت دهنده های شیمیایی استفاده نمی کردند بیش از دو برابر بود.
ارتباط بین حالت دهنده های مو و سرطان پستان در زنان سفیدپوست باعث تعجب دکتر آدانا لیانوس (اپیدمویولوژیست) شده است، هر چند که ولی به حدی در مورد خطر حالتدهندههای مو نگران بود که سالها پیش مصرف آنها را متوقف کرد.
وی در مصاحبهای تلفنی اظهار داشت: “افراد بسیاری میپرسند که آیا زنان نباید از رنگ های مو یا حالتدهنده مو استفاده کنند؟ چنین چیزی را نمیگویم و فکر میکنم آنچه واقعا اهمیت دارد این استکه میبایستی درباره انواع محصولاتیکه استفاده میکنیم اطلاعات و آگاهی بیشتری داشته باشیم”.
در این مطالعه زنان بزرگسال ساکن نیویورک و نیوجرسی که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ مبتلا به سرطان پستان تشخیص داده شدهاند، مطالعه شدند و علاوه بر آن زنانی با محدوده سنی و نژاد مشابه که سابقه سرطان نداشتند، نیز بررسی شدند.
از شرکت کنندگان پرسیده شد که آیا حداقل دوبار در سال بمدت یکسال از رنگ موی دائمی استفاده کردهاند و آیا تاکنون از حالت دهنده یا صاف کننده های شیمیایی مو بمدت حداقل یکسال استفاده کردهاند.
نتایج حاکی از این بودند که در اقلیت سیاهپوستی که از رنگ موی تیره و زنان سفیدپوستی که از حالتدهنده های شیمیایی استفاده می کردند ریسک سرطان افزایش یافت.
زنان سیاهپوستی که از صاف کننده های شیمیایی مو استفاده میکردند و زنان سفیدپوستی که از رنگ های تیره استفاده می کردند ریسک بالاتری برای سرطان پستان داشتند، ولی این افزایش ممکن است تصادفی باشد. جیمز تاد می گوید: از آنجایی که تعداد زیادی از زنان سیاهپوست از صافکننده های شیمیایی و تعداد زیادی از زنان سفیدپوست از رنگ موی تیره استفاده میکنند، بنابراین شناسایی ارتباط بین آنها دشوار می باشد.
وی میگوید: هیچ دلیلی برای این باور وجود ندارد که حالت دهندههای شیمیایی و رنگ های مو باعث افزایش خطر ابتلا به سرطان در زنان یک نژاد خاص بشود. او معتقد است که ریشه های این ارتباط از هنجارهای فرهنگی و نه از عوامل ژنتیکی نشات میگیرند.
شاید بشود این افزایش خطر را به نوع محصولات مرتبط دانست. زنان فرهنگهای مختلف ممکن است از صاف کنندهها و رنگهای متفاوتی استفاده کنند. در این مطالعه نوع محصول مورد استفاده، بررسی نشده .
این مطالعه بزرگترین مطالعهای است که به ارتباط خطر سرطان پستان و رنگ موی تیره در زنان آفریقایی- آمریکایی پرداخته است.
در مطالعات پیشین ارتباط مصرف طولانی مدت رنگ های تیره با افزایش چهار برابری لنفوم غیر- هوچکین و مولتیپل میلوما را نشان داده است. همچنین تحقیقات پیشین ارتباط استفاده از رنگ موی تیره با افزایش ریسک سرطان مثانه را نشان دادهاند.
در نشست سالانه تحقیقات سرطان در سال ۲۰۱۷ نتایج تحقیقی ارائه شد که نشان می داد: رژیم غذایی غنی شده با فیبر (اضافه کردن سبوس برنج و پودر لوبیا سفید) باعث افزایش باکتری های مفید معده می شود و بدین ترتیب خطر ابتلا به سرطان روده و کولون را کاهش می دهد.
طبق نظر اریک بورسون از دانشگاه ایالت کولورادو، سبوس برنج و لوبیا سفید نمونه هایی از غذاهای غنی از فیبر هستند که در تحقیقات روی حیوانات و انسانها نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به سرطان کولون و روده ایفا می کنند.
نتایج اولیه نشان می دهد که این غذاها به دلیل افزایش زمان هضم غذا، باعث جلوگیری از تخریب بافت کولون و سیستم گوارش می شود.
محققان ۲۹ نفر را که از سرطان شفا یافته بودند به طور اتفاقی به دو گروه تقسیم کردند. یک گروه تحت رژیم غذایی غنی شده ۴ هفته ای با ۳۰ گرم سبوس برنج و ۳۵ گرم پودر لوبیا سفید به صورت روزانه و گروه بعدی را در رژیم غذایی کنترل شده فاقد این مواد قرار دادند. سبوس برنج قسمتی از برنج است که در حین فراوری از آن تراشیده می شود. سبوس برنج و پودر لوبیا سفید در وعده های اصلی و میان وعده ها گنجانده شده بود.
“آزمایش خون، ادرار و مدفوع ناشتا در ابتدای آزمایش، هفته دوم و هفته چهارم انجام شد. محققان دریافتند که: رژیم غذایی دارای لوبیا سفید و سبوس برنج منجر به افزایش فیبر،آهن،روی،گروه ویتامین های B، فولات و ویتامین E مصرفی فرد می شود.” در این گروه افزایش چشمگیر انواع خاصی از باکتری ها در آزمایش مدفوع گروه 1 نسبت به گروه دیگر مشاهده شد.
بررسی پلاسما، ادرار و مدفوع افراد مورد آزمایش افزایش قابل توجهی از میکروبها و متابولیسم وابسته به غذا را نشان دادند. مواردی از جمله اسیدهای چرب، آمینو اسیدها و ریزمولکولهای مربوط به سوخت و ساز کربوهیدارات.
رشد سلولهای سیستم گوارش در آزمایش کشت مدفوع افراد تحت رژیم غنی شده از فیبر، نسبت به ابتدای آزمایش کاهش یافته بود.
بنابراین: “این آزمایش ها از نقش فیبر بر بهبود شرایط سیستم گوارش حمایت می کنند. اما خوردن نا مرتب فیبر تاثیر ویژه ای بر نتایج نداشته است.”
دکتر الیزابت رایان از دانشگاه دامپزشکی و زیست پزشکی ایالت کولورادو، محقق دیگری که در این پروژه شرکت داشته است، قبلا در مورد این مساله تحقیق کرده بود و مصرف روزانه یک لیوان لوبیا با ۳۰ گرم سبوس برنج را برای تغییر در ریز مولکولهای موثر بر جلوگیری از سرطان سیستم گوارش موثر دانسته بود.
یک چالش مهم، توجیه مردم برای مصرف روزانه مقدار مناسبی از این مواد است.
دکتر رایان در یکی از سخنرانی های خود بیان کرد: “اینکه بگوییم من هر از گاهی این مواد را می خورم کافی نیست. این مدل تاثیر چندانی نمی گذارد، خصوصا اگر شما در معرض خطر بالایی از ابتلا به سرطان سیستم گوارش باشید.”
او همچنین اضافه کرد: “شما باید به طور مداوم مقدار مشخصی از این مواد را مصرف کنید. درست مثل داروها، باید به مقدار مشخصی از مصرف این خوراکی ها برسید و این همان مساله ای است که اغلب افراد با آن مشکل دارند. هیچ کس دوست ندارد هر روز یک قوطی لوبیای پخته را باز کند و بخورد.”
به نظر دکتر رایان، تهیه سبوس برنج و پودر لوبیا توسط شرکت های صنایع غذایی، این مشکل را تا حدی برطرف می کند.
“حتماً می توانیم از سبوس برنج و پودر لوبیا در تهیه خمیرها و سوپها استفاده کنیم!”
https://ga.atomiyme.com/bran-ceard-e-fein-conas-bran-a-usaid/