پرتودرمانی حین عمل جراحی (IORT) از جمله روشهایی است که اگرچه تاریخچه ای یکصد ساله دارد اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی کاربرد آن رو به گسترش می باشد. در این روش در حین عمل جراحی و بعد از برداشتن تومور ( حتی گاهی از اوقات بافت تومور که غیر قابل جراحی می باشد) تحت پرتودرمانی قرار می گیرد. بدین ترتیب بافت هدف مستقیما در مقابل پرتوهای یونیزان قرار گرفته و حداقل تابش به بافت های سالم اطراف انتقال داده می شود که به همین علت این روش به رادیوتراپی دقیق(Precise Radiotherapy) مشهور می باشد. این روش که تلفیقی از دو روش جراحی و پرتودرمانی است از روشهای خاص پرتودرمانی بوده که در آن مقدار بالایی اشعه (10 تا 20 گری اشعه) در یک جلسه و در حین عمل جراحی در تومور یا بستر آن توزیع می گردد. روش رادیوتراپی حین عمل یا به طور خلاصه روش IORT با وجود اینکه یکی از روشهای سنتی در درمان سرطان محسوب می شود ولی هنوز به عنوان یک روش پیشرفته در مدیریت درمان بسیاری از بسترهای تومور به کار گرفته می شود.
این روش معمولا به صورت قسمتی از پروتکل درمان، که ممکن است همراه با دیگر روشها از قبیل شیمی درمانی یا رادیوتراپی با پرتو خارجی باشد، اجرا می شود. درمانهای ابتدایی، برای کوچک کردن تومور و به منظور برش ساده تر تومور صورت می گیرد. در برداشتن تومور به روش جراحی، معمولا تمام حجم تومور از ناحیه درمان خارج نمی شود و مقداری از سلولهای سرطانی در ناحیه درمان باقی می مانند. برای بهبود کنترل ناحیه ای درمان، یک مقدار دوز زیاد تابشی در طی عمل جراحی در آن ناحیه توزیع می شود. این در حالی است که همه و یا قسمت اعظم بافتهای حساس اطراف ناحیه درمان پوشیده شده و یا خارج از میدان تابش نگه داشته می شود.
برکی تراپی یک نوع درمان با اشعه است که برای معالجه سرطان به کار می رود. در براکی تراپی از یک نوع انرژی به نام تابش یونیزان برای کشتن سلولهای سرطانی وکوچک کردن تومور استفاده می شود.
برخلاف درمان با تابش خارجی(EBT) که در آن منبع تابش اشعه ایکس پر انرژی که در بیرون از بدن بیمار قرار می گیرد، براکی تراپی مستلزم قرارگیری مواد رادیواکتیو مستقیما داخل تومور ویا در مجاور آن است.
براکی تراپی که همچنین درمان تابش اشعه داخلی نیز نامیده می شود، به منظور تابش بیشتر اشعه برای درمان و معالجه نواحی کوچکتر تومور در زمان کمتر، در مقایسه با نوع درمان خارجی، توسط پزشک مورد استفاده قرار می گیرد.
براکی تراپی برای درمان سرطان سراسر بدن کاربرد دارد که این، شامل موارد ذیل می باشد ؛
پروستات
سروگردن
پوست
پستان
کیسه صفرا
رحم
واژن
ریه
رکتوم
چشم
در این روش مواد رادیواکتیو داخل و یا نزدیک تومور به مقدار و زمان مشخص کار گذاشته و سپس برداشته می شوند. براکی تراپی موقت به دو صورت دوز-ریت بالا ودوز-ریت پایین تجویز می شود.
در براکی تراپی دوز-ریت بالا (HDR ) معمولاً بر روی بیماران سرپایی انجام می شود،گرچه برخی اوقات بیمارانی برای انجام چند براکی تراپی دوز-ریت بالا با استفاده از یک اپلیکاتور دربیمارستان بستری گردند.
در این روش در مدت کوتاهی با استفاده از دستگاه کنترل از راه دور، یک دوز مخصوصی از اشعه به تومور داده می شود.آخرین مرحله درمان فقط چند دقیقه طول می کشد، گرچه کل پروسیجر چندین ساعت طول میکشد. قبل از برداشتن تجهیزات و برگشت بیمار به منزل این مرحله ممکن است در طول روز چندین بار تکرار شود.بیماران ممکن است تا 10 بار مورد درمان با براکی تراپی HDR در طول یک هفته ویا بیشتر قرار گیرند.
در براکی تراپی با دوز-ریت پائین LDR نیز به بیمار به صورت پیوسته به مدت چند ساعت ویا چند روز اشعه داده می شود.در بیمارانی که به شیوه LDR براکی تراپی می شوند ، شب در بیمارستان اقامت دارند چونکه وسایل مربوطه تماماً در طول معالجه در جای مربوطه باقی می مانند.
در براکی تراپی به شیوه پالس دوز-ریت PDR درمان مشابه مورد قبلی انجام می شود اما در شیوه دوره ای (پالسی) معمولاً یک بار بیشتر در ساعت از شیوه پیوسته درمان صورت می گیرد.
ممکن است بیمار به تناوب به اتاق حفاظت درمان فرستاده شود که در آنجا دستگاه کنترل از راه دور وجود دارد ومواد رادیواکتیو در همان مکان در محل تومور جایگذاری شود.زمانی که شخصی وارد اتاق می شود به طور اتوماتیک مواد رادیواکتیو عقب کشیده می شوند واین زمانی است که درمان تمام شده باشد.
زمانی که درمان تمام شد، وسایل مربوطه از بیمار برداشته می شوند.
براکی تراپی دائمی: که کاشت دانه نیز نامیده می شود، مستلزم قرار دادن دانه ها یا قرص ها(به اندازه یک دانه برنج) در داخل و یا نزدیکی تومور و باقی ماندن آنها به صورت دائمی می باشد. بعد از چند هفته ویا چندماه، سطح رادیواکتیویته دانه های کاشته شده سرانجام کاهش و به حد ناچیزی می رسد. دانه های غیرفعال بدون هیچ گونه عوارض پایداری در در بدن بیمار باقی می مانند.
در این درمان پرتو از دستگاهی به سمت ناحیۀ تومورال ساطع می شود. این دستگاه بزرگ است و کمی سروصدا ممکن است داشته باشد. دستگاه بدن بیمار را لمس نمی کند، ولی دور او می چرخد، و در همین حالت از جهت های مختلف به بدن بیمار پرتو می تاباند.
رادیوتراپی یک درمان موضعی است، به این معنا که پرتو فقط به قسمت خاصی از بدن می تابد. به عنوان مثال، اگر بیماری به سرطان ریه دچار باشد پرتو فقط به قفسۀ سینه تابانیده می شود نه قسمت دیگری از بدن.
بیشتر افراد در هر روز از 5 روز در هفته از شنبه تا چهارشنبه درمان می شوند و درمان آنها بسته به نوع سرطان و هدف درمان از 2تا10 هفته طول می کشد. به فاصلۀ زمانی بین اولین تا آخرین جلسۀ رادیوتراپی یک کورس درمان گفته می شود.
رادیوتراپی گاهی در اندازه (دوز) های پایین تر دو بار در روز داده می شود( درمان هایپرفرَکشن). پزشک ممکن است در صورت این که تشخیص دهد که این درمان اثر بخشی بیشتری دارد آن را تجویز کند. هر چند ممکن است عوارض زودرس بیشتری داشته باشد ولی عوارض دیررس کمتری دارد.
بیشتر اوقات درمان رادیوتراپی به صورت سرپایی است. یعنی بیمار در کلینلک یا مراکز رادیوتراپی درمان می شود و دیگر نیازی نیست که بستری شود و می تواند به خانه برود.
قبل از رادیوتراپی بیمار با پزشک خود ملاقات می کند. در این ویزیت/ها، معاینه می شود، از او یک شرح حال گرفته می شود و گاهی باید تصویر برداری هم انجام دهد. ممکن است پزشک در مورد رادیوتراپی، مزایا و عوارض جانبی و کارهایی که بیمار باید حین و بعد از درمان انجام دهد را به او توضیح دهند. سپس بیمار می تواند انتخاب کند که تحت درمان قرار بگیرند یا خیر.
اگر بیمار قبول کند که رادیوتراپی شود، باید قبل از رادیوتراپی برایش نقشۀ درمانی طراحی شود. دراین طراحی:
یک اُنکولوژیست (سرطان شناس) و رادیوتراپیست ناحیه که باید درمان شود را مشخص می کنند (فیلد درمانی). این ناحیه ای است که پرتودرمانی می شود. در این حالت از بیمار درخواست می شود که در حین عکس ساده یا سایر اسکن هایی که برای تعیین فیلد ممکن است انجام شود کاملاً بی حرکت باشد.
بعد از آن، رادیوتراپیست برای مشخص کردن محل درمان، روی پوست علامت های کوچکی (تَتو یا جوهر) می گذارد. بیمار باید در طول رادیوتراپی این علامت ها را داشته باشد. رادیوتراپیست هر روز از آنها برای آن که از صحیح بودن وضعیت بدن بیمار اطمینان پیدا کند استفاده می کند. تتو ها به اندازۀ خال های بسیار کوچکی هستند و تا آخر عمر بیمار بر روی پوست باقی می مانند. علامت های جوهری با گذر زمان محو می شوند. بیمار باید مراقب باشد که آنها را برندارد و اگر کمرنگ یا محو شدند به رادیوتراپیست اطلاع دهد.
ممکن است بیمار به قالب گیری از بدن احتیاج داشته باشد. این قالب پلاستیکی باعث می شود تا از حرکت بدن در حین درمان جلوگیری شود. هم چنین به تشخیص این که وضعیت بیمار به صورت همیشگی است کمک می کند.
اگر سر بیمار باید رادیوتراپی شود، به ماسکی احتیاج پیدا خواهد کرد. ماسک دارای روزنه های زیادی است، و می توان نواحی چشم ها، بینی و دهان ماسک را برید. این ماسک به تختی که بیمار روی آن قرار دارد متصل می شود. ماسک از حرکت سر جلوگیری می کند و در نتیجه هر روز وضعیت سر بیمار یکسان است.
پس از طراحی درمان، بیمار آماده رادیوتراپی میشود. در حین رادیوتراپی بیمار باید لباس هایی لطیف و نخی و راحت بپوشد. او باید لباس هایی بپوشد که به راحتی بتواند آنها را به راحتی از تن خارج کند، چون نباید روی فیلد هنگام درمان لباس یا پوششی قرار داشته باشد. بهتر است لباس های چسبان، یقه بسته یا کمربند در نزدیکی منطقۀ درمانی نداشته باشد. همچنین بیمار نباید رو یا نزدیک سطح درمانی زیورآلات، باند، پودر، لوسیون یا دئودورانتی قرار دهد، و نباید قبل از درمان از صابون و شوینده های معطر استفاده کند.
از بیمار خواسته می شود که ناحیۀ درمان را برهنه کند یا گان بپوشد.
از او خواسته می شود به محل درمان برود.
بسته به ناحیۀ تومورال، ممکن است برای درمان روی صندلی بنشیند یا روی تخت بخوابد. رادیوتراپیست به کمک قالب بدن بیمار و/یا علامت های روی پوست وضعیت بدن او را تنظیم می کند.
ممکن است بیمار نورهای رنگی روی بدن و علامت های روی آن ببیند. این نورها بی خطر هستند و به درمانگر کمک می کنند تا هر روز بتواند وضعیت بدن بیمار را تنظیم کند.
در حین درمان بیمار باید کاملاً ثابت و بی حرکت باشد. می تواند مانند همیشه نفس بکشدو نیازی نیست که نفس خود را حبس کند.
رادیوتراپیست قبل از آن که درمان شروع شود اتاق را ترک می کند. او به اتاق کنترل می رود و بیمار را از طریق صفحۀ تلویزیونی تحت نظر قرار می دهد. به همین دلیل بیمار نباید احساس تنهایی کند. رادیوتراپیست می تواند صدای او را بشنود و با او از طریق بلندگوهای اتاق درمان گفتگو کند. اگر بیمار احساس ناراحتی یا بیماری کرد باید رادیوتراپیست را در جریان بگذارد. پرتو نه بویی دارد، نه شنیده می شود و نه دیده می شود.
درمان حدود 5-1دقیقه طول می کشد. اگر بیمار با IMRT درمان می شود، ممکن است درمانش بیشتر طول بکشد. درمان ممکن است در صورتی که نیاز به بازبینی وضعیت بدن بیمار باشد مدت بیشتری بیانجامد.
پرتودرمانی سیستمیک گاهی برای درمان سرطان تیروئید و لنفوم غیرهوچکین بزرگسالان استفاده میشود و در آن از مواد رادیواکتیو مانند ید 131 و استرونتیوم 89 (نام یک ماده است) استفاده میکند.
دراین روش درمانی، موادرادیواکتیو به صورت مایع هستند، که به صورت مایعات نوشیدنی یا تزریقی به بدن بیمار وارد می شوند. گاهی هم این موتد درکپسولهای دارویی قرارداده می شوند و نهایتا این مواد بعد از نوشیدن یا بلعیدن و یا تزریق در سرتاسر بدن منتشرشده و وظیفه درمانی خود را انجام می دهند.
پرتودرمانی تنظیم شده یا IMRT یک نوع پیشرفتۀ رادیوتراپی سه بعدی کانفورمال (DCRT3) است. در آن از سخت افزار و نرم افزارهای پیشرفته ای استفاده می شود تا بتوان شکل و شدت پرتو تابانیده شده به نواحی مختلف درمانی را به خوبی تغییر داد. این، یکی از دقیق ترین شکل های پرتودرمانی خارجی است که موجود می باشد.
این روش نیز همانند DCRT3 ، تصاویر سی تی اسکن را به نرم افزار طراحی مرتبط می کند که باعث می شود بتوان نواحی سرطانی را به صورت سه بعدی مشاهده کرد. هر چند DCRT3 و IMRT در در الگوی و حجم پرتوی تابیده شده به بدن متفاوتند. در DCRT3 مرسوم، پزشکان الگوهای تابش پرتو را به کامپیوتر می دهند. در IMRT ، پزشک دوزهای خاصی که تومور و بافت های سالم اطراف باید بگیرند را تعیین می کنند. سپس تیم فیزیک از یک برنامۀ پیچیدۀ کامپیوتری برای ترسیم یک طراحی درمان مناسب دوزهایی که پزشک تعیین کرده است، استفاده می کنند. این فرآیند «طراحی معکوس درمان» نام دارد.
درمان با IMRT کمی طولانی تر از درام با DCRT3 است ولی در کل عوارض جانبی کمتری ایجاد می کند. در IMRT از همان شتابدهندۀ خطی درمانی که در DCRT3 مرسوم پرتوی ایکس آزاد می کنند استفاده می شود.
به عنوان یک ویژگی منحصر به خود،IMRT دارای کولیماتور چند برگی دینامیک multi-leaf collimators (DMLC)، دستگاهی کامپیوتری که از بیش از 120 لایۀ متحرک برای تطبیق شکل پرتو تابیده شده با تومور در هر زاویه ای درحالی که بافت های اطراف تا بیشترین حد ممکن حفظ می شوند، می باشد. DMLC کمک می کند تا دوز پرتو در یک زاویۀ خاص متفاوت باشد، به عبارت دیگر، می توان به گونه ای آن را تنظیم کرد که بعضی قسمت ها پرتوی بیشتری و بعضی قسمت ها پرتوی کمتری بگیرند. تکنیک های کمی قدیمی تر هم می تواند شکل پرتوی تابشی را تنظیم کنند اما فقط می توانند با یک دوز یکسان این پرتو را انتقال دهند. قابلیت تغییر در دوز پرتوی در DMLCها به کمک "پنجره های کشویی" که در طول هدف تومورال حرکت می کنند انجام می شود.
برای آن که بهتر بتوان عملکرد DMLCها را متوجه شد، می توان سر دوشی را با سوراخ های بسیار تصور کرد، و آب را به عنوان پرتو در نظر گرفت. رادیوتراپی استاندارد تنها اجازه می دهد که جریان یکنواخت آب از تمام سوراخ ها بیرون بیاید. ولی با DMLCها هر سوراخی در دوش را می توان حذف کرد یا استفاده کرد، یا به گونه ای تنظیم کرد که آب از هر قسمت با شدت های مختلف خارج شود. در رادیوتراپی هدف آن است که دوز مورد نظر تمام تومور را در بر بگیرد، در تکنیک جدید دقت این هدف بسیار بیشتر می شود.
روند درمان و عوارض جانبی IMRT مشابه DCRT3است.
این نوع رادیوتراپی فرآیند پیچیده ای است که با خلق مجموعه ای از داده های سه بعدی از تومور و بافت های سالم آغاز می شود. بعد از آن، از این مجموعه برای ایجاد تصاویر سه بعدی کامپیوتری و طراحی نقشه های پیچیده استفاده می شود تا بتوان پرتو را به صورت متمرکز به تومور تابانید و بافت های سالم اطراف آن را حفظ نمود. در این روش در حالی که بافت های سالم اطراف اشعۀ کمتری می گیرند، می توان دوز بیشتری را به سلول های سرطانی رساند؛ در نتیجه، این تکنیک با عوارض جانبی کمتر، تومور را بیشتر تحت کنترل در می آورد.
از DCRT3 برای درمان تومورهایی که نزدیک به ارگان های حساس و حیاتی هستند، استفاده می شود. به عنوان مثال می توان از آن برای رساندن دوز مناسب به تومورهای سر و گردن استفاده کرد در حالی که میزان تابش به نخاع، عصب چشم و غدد بزاقی و سایر ارگان های مهم به نسبت تکنیک های پیشین، خیلی کمتر شده است.
شروع درمان باDCRT3 با یک شبیه سازی مجازی از بدن به کمک سی تی اسکن از ناحیۀ مورد نظر، است. این شبیه سازی مجازی، یک فایل ثابت دیجیتالی ایجاد می کند که تمام اجزای گروه می توانند برای طراحی یک درمان به صورت اختصاصی برای یک فرد به آن دسترسی داشته باشند.
بعد از آن، پزشک با نرم افزار مخصوص طراحی درمان، تصاویری که به کمک سی تی اسکن از ناحیۀ مورد نظر گرفته شده است را بررسی می کند، به این صورت می تواند ناحیۀ مورد نظر را به صورت سه بعدی مشاهده کند. با این قابلیت می توان در حالی که بافت های اطراف بهتر حفظ می شوند، شدت و جهت تابش پرتوها به تومور را با دقت بیشتری تعیین کرد. پزشکان این اطلاعات را وارد سیستمی که مسئول درمان است می کنند.
رادیوتراپی به کمک شتابدهنده های خطی درمانی، که در فواصل کوتاه از انرژی های زیاد برای شتاب دادن الکترون ها تا حدود سرعت نور استفاده می شود، انجام می شود. وقتی الکترون ها به حداکثر سرعت ممکن می رسند، با هدفی از جنس تنگستن برخورد می کنند، که در نتیجه این هدف باعث انتشار اشعۀ ایکس به صورت متمرکز به ناحیۀ مورد نظر می شود. وقتی پرتو وارد بافت های بدن انسان می شود یون های پر انرژی تولید می کند که برای هر دو دستۀ سلول های سرطانی و سالم کشنده هستند. سلول های سالم به مرور نسبت به آن سازگار می شوند ولی سلول های سرطانی نمی توانند با آن وفق پیدا کنند. علاوه بر آن، از آن جا که سلول های سرطانی نسبت به سلول های سالم سریعتر تقسیم و تکثیر می شوند، حساسیت بیشتری دارند. در نتیجه این درمان در جلسات متوالی انجام می شود تا در یک جلسه و با دوز زیاد که بسیار مخرب است.
بعد از انجام معاینات فیزیکی و گرفتن شرح حال، اُنکولوژیست برای هر بیمار درمان خاصی را در نظر می گیرد. اُنکولوژیست در ارتباط نزدیک با سایر پزشکان و افراد تیم مانند پرستار، فیزیسیست، دوزیمتریست و رادیوتراپیست می باشد. فیزیسیست و دوزیمتریست، چگونگی تنظیمات پرتو و میزان دزی که باید تابیده شود را طراحی می کنند.
در بیشتر موارد، DCRT3با یک جلسه ” شبیه سازیِ مجازی” که در حدود ۹۰- ۳۰ دقیقه طول می کشد آغاز می شود. این جلسه معمولاً شامل یک سی تی اسکن برای طراحی درمان، تهیۀ قالب های خاص برای ثابت و یکسان نگه داشتن بدن بیمار در تمام جلسات درمانی و قرار دادن تتو هایی رنگی به اندازۀ ۳میلیمتر روی پوست به منظور کمک به تنظیم درمان رادیوتراپی روی ناحیۀ هدف می شود. در ادامۀ آن حدود ۳ تا ۷ روز طول می کشد تا تیم یک درمان را طراحی کند، بعد از آن ملاقاتی با بیمار صورت می گیرد تا درمان شروع شود.
یک درمان معمول رادیوتراپی در حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه طول می کشد، هر چند ممکن است اولین جلسۀ درمان که همۀ موارد دوباره بررسی می شوند، کمی بیشتر طول بکشد. در اتاق درمان، رادیوتراپیست از علامت های روی پوست برای تعیین محل هدف درمان استفاده می کند. بدن بیمار روی تخت تنظیم می شود و گاهی از قالبی که در جلسۀ آمادگی درست شده است، استفاده می شود. بعد از آن رادیوتراپیست اتاق درمان را ترک می کند و دستگاه را روشن می کند. رادیوتراپیست، دستگاه را از یک اتاقِ فرمان روشن می کند، او در این اتاق می تواند بیمار را از طریق مانیتورهایی که وجود دارد ببیند و با او صحبت کند.
تابش پرتو بدون درد است، مانند زمانی است که بیمار تحت تصویربرداری با پرتوایکس قرار می گیرد. بیماران پرتو را نمی بینند، صدایی نمی شنوند و معمولاً چیزی احساس نمی کنند. اگر بیمار به هر دلیلی دچار ناراحتی یا مشکلی شود، رادیوتراپیست می تواند درمان را قطع کند.
رادیوتراپی معمولاً در جلسات کوتاه مدت در ۵ جلسه در هفته به مدت ۶ یا ۷ هفته متوالی انجام می شود. دوز های کم و فواصل بین جلسات به سلول های سالم ناحیۀ درمانی کمک می کند تا بازسازی شوند. کل دوز درمانی و تعداد جلسات درمانی که بیمار نیاز دارد به اندازه و محل تومور، نوع تومور، سلامت کلی بیمار و سایر عوامل بستگی دارد.
https://www.cancer.gov/about-cancer/treatment/types/radiation-therapy
شیمی درمانی یکی از روش های درمان سرطان است که طی آن معالجه با استفاده از داروها انجام می شود و غالبا ترکیبی از داروها، مورد استفاده قرار می گیرد.
شیمی درمانی با دو روش دیگر درمان سرطان یعنی جراحی و پرتودرمانی تفاوت دارد، زیرا در این روش تمام بدن تحت تاثیر قرار می گیرد.
اهداف شیمی درمانی می تواند به قرار زیر باشد:
شیمی درمانی به تنهایی و یا به همراه دیگر روش های درمانی، برای نابود کردن سلول های سرطانی در بدن به کار گرفته می شود. بسیاری از انواع سرطان را می توان با بکارگیری ترکیبی از داروهای شیمی درمانی معالجه کرد. (شیمی درمانی ترکیبی)
در بعضی موارد شیمی درمانی برای کوچک کردن تومور پیش از جراحی و یا پرتودرمانی استفاده می شود.
شیمی درمانی غالباً علاوه بر جراحی و پرتودرمانی برای نابود کردن سلول های سرطانی که ممکن است هنوز باقی مانده باشند به کار گرفته می شود. (شیمی درمانی کمکی)
بعضی از انواع سرطان را می توان با به کارگیری پیوند مغز استخوان و یا پیوند سلول های بنیادی، مداوا کرد. در این روش از شیمی درمانی با دوز بالا برای از بین بردن مغز استخوان آلوده بیمار، پیش از آن که با مغز استخوان و یا سلول های بنیادی اهدا کننده سالم جایگزین شود، استفاده می شود.
ممکن است شیمی درمانی برای تسکین درد و دیگر عوارض ایجاد شده در اثر سرطان به کار گرفته شود. (شیمی درمانی تسکینی)
انواع شیمی درمانی:
1- تزریقی
2- خوراکی
خدمات شیمی درمانی در مرکز تخصصصی انستیتو کانسر پردیس :
در انستیتو کانسر پردیس خدمات شیمی درمانی سرپایی در محیطی آرام و استاندارد توسط پرستاران مجرب و دوره دیده و پزشکان متخصص و بهره گیری از انواع پمپ های انفوزیون(دستگاهی که به صورت اتوماتیک تزریق را در طول مدت مشخص انجام می دهد) سرنگ و سرم دقیق، در دو شیفت صبح و عصر ارایه می گردد. بیماران برای انجام شیمی درمانی با گرفتن وقت قبلی مراجعه می نمایند.
در روش تزریقی، داروها به صورت تزریق داخل رگ، تزریق عضلانی، تزریق زیر پوست و ... به سیستم گردش خون بیمار منتقل می شوند.
(بخش شیمی درمانی پردیس در آینده نزدیک به بهره برداری خواهد رسید.)
https://addon.life/si/2019/09/12/chemotherapy-effects-cancer/
اگر بخواهیم به تاریخچه لاپاراسکوپی به صورت مختصر و مفید بپردازیم اولین لاپاراسکوپی روی حیوانات و روی سگ انجام شده که در سال ۱۹۰۲ بوده است و در مورد انسان اولین لاپاراسکوپی که لاپاراسکوپی تشخیصی بوده است در سال ۱۹۵۰ انجام شد در مورد لاپاراسکوپی های درمانی اولین لاپاراسکوپی درمانی آپاندکتومی بود که در سال ۱۹۸۱ در آلمان توسط جراحی به اسم هانس کریستین جاکوبز انجام شد که در این سال ایشان به این روش آپاندکتومی کردند و متاسفانه باعث طرد شدن وی از جامعه جراحی شد حتی ایشان مقاله خود را برای جامعه جراحان آمریکا ارسال کردند و پاسخی که دریافت کردند این بود که این تکنیک و این مقاله شما قابل نشر برای کل کره زمین نیست. در سال 1985 آقای دکتر مد اریک در آلمان جراحی بودند که اولین لاپاراسکوپی کیسه صفرا را انجام دادند یعنی لاپاراسکوپیک کله سیستکتومی که بازهم ترد شدن از جامعه جراحان آلمان را برای ایشان نیز به ارمغان آورد اما جالب است بدانید به خاطر لاپاراسکوپی در سال ۱۹۹۲ بهترین جایزه سال جراحی آلمان به ایشان تعلق گرفت لاپاراسکوپی سیر تکاملی خود را طی کرده و امروز بسیاری از اعمال جراحی با دو هدف تشخیصی و درمانی به وسیله لاپاراسکوپی انجام میشود. حتی بسیاری از عمل های پیچیده مانند تومورهای بزرگ و وسیع روده، فتق یا هرنی های شکمی، تراکسکوپی یا جراحی های ریه و جراحی های زنان توسط لاپاراسکوپی انجام می شود. نکته قابل توجه در مورد لاپاراسکوپی پیشتاز بودن جراحان زنان در استفاده از لاپاراسکوپی است همکاران محترم جراحی زنان و زایمان چه در دنیا و چه در ایران جز گروه های اولیه جراحان بوده اند که به استفاده از دستگاه لاپاراسکوپی در جراحی روی آوردند.
لاپاروسکوپی عموماً به منظور تشخیص و درمان منشا دردهای ناحیه شکمی استفاده می شود. این روش زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که روش های غیر تهاجمی برای تشخیص و درمان بیماری مؤثر نیستند.
در بسیاری از موارد مشکلات داخلی ناحیه شکمی توسط تصویربرداری سونوگرافی، سی تی اسکن و ام آر آی شناسایی می شوند. لاپاروسکوپی زمانی انجام می شود که نتایج تصویربرداری های مختلف اطلاعات خاصی را ارائه نمی کند. علاوه بر این، لاپاروسکوپی ممکن است برای نمونه برداری آزمایشگاهی بیوپسی از یک ناحیه یا عضو داخلی بدن انجام شود. این عمل جراحی برای تشخیص سرطان و درمان مشکلات اندام داخلی زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
آپاندیس
کبد
پانکراس
روده بزرگ و روده کوچک
معده
لگن خاصره
کیسه صفرا
طحال
پس از مشاهده نواحی و اعضای ذکر شده ، پزشک می تواند مواردی از قبیل وجود تومورها ، تجمع آب در بافت شکم ، نارسایی های کبد و کلیه را تشخیص داده و بلافاصله پس از تشخیص اقداماتی را برای بهبود این عارضه ها انجام دهد.
در حال حاضر شایعترین جراحی که در فیلد جراحی عمومی به وسیله لاپاراسکوپی انجام می شود جراحی کیسه صفرا یا کله سیستکتومی است که شیوه عمل در این عمل به صورت مختصر در ادامه توضیح داده خواهد شد:
– در ابتدا بیمار تحت بیهوشی جنرال یا عمومی قرار می گیرد
– با استفاده از سه الی چهار سوراخ نیم الی یک سانتی متری وارد فضای شکمی می شویم
– با گاز co2 فضای شکم را پر کرده و فضای لازم برای دید جراحی و ورود وسایل جراحی ایجاد می شود
– وسایل وارد، کیسه صفرا آزاد و به همراه سنگ های داخل آن به طور کامل خارج می شود
– محل سوراخ ها با نخ بخیه بسته شده و بیمار از حالت بیهوشی خارج می شود
در گذشته برای یک عمل کیسه صفرا شکاف های بزرگ بین 10 تا 20 سانتی متری سمت راست شکم و زیر دنده ها ایجاد می شد و مشکلات زیادی را برای بیمار در مقایسه با روش لاپاراسکوپیک ایجاد می کرد عدم وجود این عوارض که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم را می توان از مزایای روش لاپاراسکوپی دانست:
-درد شدید برای بیمار پس از عمل جراحی باز
-میزان خون ریزی بسیار بیشتر حین عمل
– میزان استراحت طولانی تر پس از عمل برای بیمار
– احتمال مشکلات تنفسی و عفونت ریه بیشتر در حالت جراحی باز
-احتمال عفونت زخم و محل عمل بیشتر
– از عوارض مهم دیگر فتق یا هرنی جدار شکم در محل عمل بود
در روش لاپاراسکوپی تمامی این مشکلات به شدت کاهش یافته و برطرف شده است.
از مزایای دیگر لاپاراسکوپی دید بهتر جراحی است در این روش به وسیله لنزهای به کار رفته در دوربین های دستگاه، دید و بزرگنمایی تصویر تا 20 برابر چشم غیر مسلح ممکن می شود
افرادی که بر تکنیک لاپاراسکوپی تسلت ندارند تصور می کنند دید جراحی در این روش کاهش می یابد که دقیقا عکس این مسئله صحت دارد
همچنین در روش لاپاراسکوپی فرد خیلی سریع تر به زندگی روزمره و محل کار خود باز می گردد در تجربه ذکر شده متخصصین برخی همکاران جراح که توسط ایشان تحت عمل لاپاراسکوپی کیسه صفرا قرارگرفته بودند روز بعد وارد اتاق عمل شده و اقدام به جراحی بیماران خود کرده بودند.
ورود گاز به درون شکم حین لاپاراسکوپی پس از عمل حس کوفتگی خفیفی در ناحیه شکم ایجاد می کند
-جز عوارض نادر در لاپاراسکوپی خطر بروز ترومبوآمبولی یا DVT هست که حین عمل به وسیله پمپ دی وی تی به حداقل می رسد
ریکاوری و بهبود بیمار پس از لاپاروسکوپی
پس از پایان عمل لاپاروسکوپی ، بیمار برای چند ساعت تحت نظر قرار می گیرد و سپس از بیمارستان مرخص می شود. زمان بهبودی و ریکاوری پس از عمل لاپاروسکوپی به عوامل زیر بستگی دارد:
شرایط عمومی جسمی
نوع و میزان استفاده از داروهای بیهوشی
عکس العمل بدن نسبت به جراحی
در روز های پس از عمل لاپاروکسوپی ممکن است بیمار درد متوسطی در ناحیه زخم های ایجاد شده احساس کند. احساس درد و ناراحتی با گذشت زمان ، و مصرف داروهای مسکن کمتر می شود.
پس از عمل لاپاروسکوپی ، احساس درد در ناحیه شانه طبیعی است. این درد در نتیجه گاز دی اکسید کربن تزریق شده به شکم برای ایجاد فضای مناسب درون بدن برای جراحی است. این گاز می تواند سبب ایجاد فشار روی پرده دیافراگم که شبکه های عصبی متصل با شانه ها دارد شود.
پس از گذشت چند هفته از جراحی، بیمار می تواند به زندگی عادی خود باز گردد. البته انجام معاینات دوره ای پس از عمل برای کنترل روند بهبودی بیمار توصیه می شود. اقدامات زیر می تواند به تسریع روند بهبودی پس از جراحی لاپاروکسوپی کمک کند:
انجام فعالیت فیزیکی سبک به منظور کاهش ریسک تشکیل لخته خون
خواب و استراحت کافی
استفاده از شربت های سینه برای کاهش درد و تورم گلو
پوشیدن لباس های آزاد و راحت
در پایان باید یادآور بشویم که در یک الی دو درصد موارد ممکن است جراح مجبور شود در حین عمل تکنیک لاپاراسکوپی را به تکنیک جراحی عمل باز تغییر دهد که بسیار نادر است و تکنیک لاپاراسکوپی در صورت تبحر جراح میتواند تکنیکی عالی برای موفقیت جراحی و بهبود وضعیت بیمار پس از جراحی باشد
علائم و انواع سرطان سینه پستان مانند اکثر بیماری های دیگر از هر شخص تا شخص دیگر، تفاوت های بسیاری دارد. این درحالی است که ممکن است برخی از افراد مبتلا هیچ علامتی نداشته باشند.
سرطان پستان یکی از سرطان های رایج در میان زنان است که البته انواعی از آن، مردان را نیز به خود مبتلا می سازد. تا به حال انواع سرطان پستان از استیج 0 تا 4 شناخته شده است که بسته به نوع سرطان و درجه پیشروی آن، طول عمر متفاوت و کیفیت زندگی گوناگون، ایجاد می کند. تشخیص به موقع و زودرس که پیش از پیشرفت بیماری باشد، می تواند زمینه های درمانی را به شکلی چشمگیر فراهم سازد. در ادامه با ما همراه باشید تا نگاهی به انواع سرطان بیندازیم و به طور کلی چیستی آن را دنبال کنیم.
سرطان پستان غالبا با ایجاد یک تومور کوچک آغاز خواهد شد، یک تومور کوچک و محدود که به آن Lump گفته می شود. همین طور سرطان پستان می تواند به شکل رسوبات کلسیم منشا یافته و پس از آن از مسیر کانال هایی که داخل پستان جای دارند، به گره های لنفاوی وارد شده یا به شکلی دیگر از طریق جریان خون به یک یا بیشتر اعضای بدن گسترش یافته و پیش روی خواهد کرد. بسته به انواع سرطان پستان تومور می تواند رشد کرده و در همان محدوده در بافت پستان گسترش یابد. در این صورت، دیواره پستان، غدد یا پوسته آن، می توانند بسته به شرایط آلوده شده و تحت تاثیر قرار بگیرند. لازم به ذکر است که انواع گوناگون سرطان پستان دارای سرعت رشد و پیشروی و گسترش مختلفی هستند. به طور مثال برخی از انواع سرطان پستان دارای سرعت پیشروی بسیار ضعیف بوده و سرایت آن ها به سایر اعضای بدن و حتی پخش شدن در خود بافت پستان، زمان بر خواهد بود. اما در برخی از انواع سرطان پستان، پیشروی بسیار سریع صورت گرفته و حتی متاستاز (سرایت به سایر اندام ها)، ظرف مدت کوتاهی، اتفاق خواهد افتاد. این یکی از عوامل منفی در سرطان های پستان است که باعث می شود مدت درمان به شدت محدود شده و فرصت کافی برای شیمی درمانی و اثربخشی آن یا به هر شکل کند کردن روند بیماری وجود نداشته باشد.
سرطان پستان در توده و بافت پستان ظهور کرده و می تواند هر یک از غدد یا کانال های شیری را درگیر کند. البته در نامگذاری سرطان های پستان، فرقی بین سرطان هایی که غدد یا همان Lobular Carcinoma را درگیر کرده و یا سرطان هایی که کانال های شیری یا Ductal Carcinoma را درگیر می سازند، قائل نیستیم. به هر صورت هر نوع سرطان پستان که به شکلی در بافت پستان آغاز شده باشد، به نام سرطان پستان شناخته شده و از آن جا به هر نقطه از بدن که سرایت کند، همچنان نام سرطان پستان را با خود یدک خواهدکشید. (در صورتی که سرطان پستان به سایر نقاط بدن سرایت کند و سلول های سرطانی گسترش یابند، به آن سرطان متاستاتیک یا سرطان پیشرفته پستان گفته می شود.)
سرطان سینه می تواند به اشکال مختلف و در انواع متفاوتی بروز کند اما به طور کلی می توان انواع سرطان پستان را در دو دسته تهاجمی و غیر تهاجمی جای داد. در حالیکه سرطان تهاجمی از داکت ها یا غدد شیره به سایر بافت های مجاور پستان و قسمت های دیگر بدن سرایت می کند ، سرطان غیر تهاجمی سینه رشد آهسته ای دارد و در بافت های مجاور خود منتشر نمی شود. شایع ترین انواع سرطان سینه عبارتند از:
کارسینوم مجرای شیری درجا :
این نوع سرطان که مخفف آن DCIS است یک بیماری غیر تهاجمی است. در این نوع ، سلول های سرطانی محدود به داکت ها یا مجاری شیری می مانند و به سایر بافت های پستان حمله نمی کنند.
مخفف این نوع سرطان LCIS است و در آن توده های سرطانی تنها در غده های تولید شیر رشد و تکثیر پیدا می کنند. مانند نوع قبلی، در کارسینوم لوبولار درجا ، سلول های سرطانی به بافت های مجاور حمله ور نمی شوند.
این نوع عارضه شایع ترین نوع سرطان سینه است و با مخفف IDC شناخته می شود. این سرطان در داکت های شیری ایجاد می شود و سپس به سرعت به بافت های مجاور خود منتشر می شود. پس از اینکه این سرطان به بافت های خارج از مجاری شیری سرایت پیدا کرد می تواند به بافت ها و بخش های مجاور پستان نیز سرایت کند.
این نوع سرطان ابتدا در لوبول ها یا غده های تولید شیر ایجاد می شود و سپس به بافت های مجاور سرایت پیدا می کند.
سایر انواع کمتر شایع سرطان سینه عبارتند از:
این نوع سرطان در داکت های شیری متمرکز در نوک سینه ایجاد می شود و پس از رشد ، پوست و آرئول (هاله اطراف نوک پستان) را نیز درگیر می کند.
این نوع سرطان پستان بسیار نادر است و در بافت های متصل کننده سینه ایجاد می شود. عمده تومورهای ایجاد شده در این ناحیه بیخطر هستند اما برخی دیگر نیز ممکن است سرطانی باشند.
این سرطان در رگ های خونی یا گره های لنفاوی پستان ایجاد می شود.
بسته به نوع سرطان پستان که فرد دچار آن می شود ، روش های درمانی نیز متفاوتند. در ادامه درباره علائم هریک از انواع سرطان سینه صحبت خواهیم کرد.
سرطان سینه التهابی (IBC) یکی از انواع نادر اما تهاجمی است و تنها بین یک الی پنج درصد از کل موارد ابتلا به سرطان سینه به این نوع اختصاص داده می شود. در این بیماری، سلول ها گره های لنفاوی نزدیک بافت پستان را مسدود می کنند. در نتیجه آب میان بافتی در گره ها و مجاری لنفاوی باقی می ماند. به جای ایجاد تومور، سرطان التهابی سینه باعث التهاب سینه، قرمزی و احساس داغی در آن می شود. سینه هایی که دچار این سرطان می شوند ظاهری ضخیم و زمخت شبیه به پوست پرتقال پیدا می کنند.
سرطان سینه التهابی می تواند بسیار تهاجمی باشد و به سرعت پیشرفت کند. برای همین، در صورت مشاهده علائم این سرطان به سرعت باید به پزشک خود مراجعه کنید.
سرطان سینه سه گانه منفی یکی دیگر از انواع نادر سرطان است که تنها بین 10 الی 20 درصد از افراد مبتلا به سرطان سینه را درگیر می کند. برای اینکه یک سرطان ، سه گانه منفی شناسایی شود باید هر سه ویژگی های زیر را داشته باشد:
در سلول های سرطانی پذیرنده هایی وجود دارند که هورمون استروژن را به خود جذب می کند. اگر یک تومور پذیرنده استروژن داشته باشد ، می تواند با سرعت بیشتری رشد کند.
پذیرنده های پروژسترون به در صورت قرار داشتن در سطح سلول های سرطانی می توانند هورمون پروژسترون را به خود جذب کنند. این هورمون نیز مانند استروژن ، محرک رشد و تکثیر تومورهای سرطان پستان است.
HER2 یک پروتئین است که رشد سرطان سینه را تسریع می کند.
اگر یک تومور همه ویژگی های بالا را داشته باشد ، سرطان سینه سه گانه منفی شناخته می شود. این نوع سرطان سینه با سرعت بیشتری نسبت به سایر انواع سرطان رشد می کند. درمان این نوع سرطان مشکل است زیرا هورمون درمانی برای کنترل رشد تومورها در این نوع سرطان جواب نمی دهد.
سرطان سینه متاستاسیک یک نام دیگر برای استیج چهار سرطان سینه است. این نوع سرطان در صورت عدم رسیدگی سریع ممکن است به سایر بخش های بدن مانند استخوان و ریه ها سرایت کند. در این مرحله پیشرفته سرطان سینه، آنکولوژیست یک برنامه درمانی جامع با هدف کنترل رشد و تکثیر تومورها به سایر بخش های بدن طراحی می کند.
اگر چه سرطان سینه در مردان بسیار نادر است اما به هر حال امکان رخ دادن آن صفر نیست. بنابر اعلام جامعه سرطان آمریکا ، سرطان سینه در مردان 100 برابر نسبت به زنان کمتر رخ می دهد. علاوه بر این، این سرطان در مردان سیاه پوست نسبت به مردان سفید پوست کمتر رخ می دهد. سرطان سینه در مردان به همان اندازه ای که در زنان جدی گرفته می شود باید به آن توجه شود. این سرطان در مردان نیز علائمی مشابه سرطان پستان در زنان ایجاد می کند.
هیچ حالت دقیقی برای تعریف پستان طبیعی وجود ندارد. علت این امر آن است که، آنچه برای یک زن نرمال است، ممکن است برای دیگری عجیب به نظر برسد. ظاهر پستان شما می تواند به واسطه عواملی مانند، فرزند آوری و تغییرات هورمونی، عادت ماهانه، افزایش و کاهش وزن، یا مصرف برخی داروها و حتی افزایش سن تغییر کند. از این رو نباید به واسطه هر تغییری بی دلیل نگران شد. چنانچه فکر می کنید، یکی از علائم مربوط به سرطان پستان (سرطان سینه) را دارید، بهتر است به جای نگران شدن، با پزشک مشورت کنید.
علل بسیاری برای ایجاد توده در بافت پستان وجود دارد، که سرطان پستان (سرطان سینه) نیز یکی از آن ها است. اکثر توده های ایجاد شده در پستان، به دلیل مشکل هایی نظیر پستان فیروکیستیک و کیست های پستان به وجود می آیند. فیبروکیستیک باعث ایجاد تغییرات غیر سرطانی در پستان می شود، که می تواند موجب به وجود آمدن برآمدگی و درد شود. کیست ها نیز، توده هایی ریز و پر شده از مایعات هستند.
برخی از علائم اولیه و هشدار دهنده سرطان پستان (سرطان سینه) عبارت هستند از:
به وجود آمدن توده در پستان یا زیر بغل
ضخیم شدن پوست یا تورم بخشی از پستان
تحریک یا کمرنگ شدن پوست پستان
قرمز شدن یا پوسته دادن نوک پستان
درد داشتن یا گود شدن نوک پستان
ترشح خون یا هر مایع دیگر به استثنای شیر از نوک پستان
هرگونه تغییر در اندازه یا شکل پستان ها به خصوص به صورت یک طرفه
درد در پستان
خارش یا تحریک پستان
تغییر رنگ پستان
قرمزی یا گود شدن پوست پستان (چیزی مانند پوست مرکبات)
البته نباید فراموش کنید که بسیاری از این وضعیت ها، ممکن است بر اثر مشکلی دیگر به وجود آمده باشد و درصورت مشاهده آن ها برای تشخیص دقیق، فقط و فقط باید به پزشک مراجعه کنید.
سرطان داکتال که یکی از شایع ترین انواع سرطان پستان (سرطان سینه) است، هیچ علامت خاصی ایجاد نمی کند. به ندرت پیش می آید، که یک زن با این بیماری، توده ای در پستان یا ترشحاتی از نوک آن را مشاهده کند. با این وجود با بهره بردن از روش ماموگرافی می توان این بیماری را به سرعت تشخیص داد.
سرطان لوبولار یکی دیگر از انواع سرطان پستان (سرطان سینه) است، که شامل بخش عظیمی از بیماران مبتلا به این سرطان می شود. بر خلاف مورد قبل، این بیماری حتی با ماموگرافی هم قابل تشخیص نیست و به دلیل عدم وجود علائم خاص قابل تشخیص نیست. اکثر موارد این نوع سرطان زمانی تشخیص داده می شوند، که پزشک به دلایل دیگری اقدام به انجام بیوپسی پستان می کند.
بر خلاف سایر سرطان های پستان، سرطان التهابی پستان (IBC) به ندرت باعث ایجاد توده های پستان می شود و ممکن است در ماموگرافی نیز رویت نشود. علائم سرطان پستان (سرطان سینه) التهابی شامل موارد زیر است:
پستان قرمز، متورم و حساس به لمس که خارش نیز دارد.
ممکن است سطح پستان ظاهری سوراخ سوراخ، شبیه به پوست پرتقال داشته باشد. (که با نام پستان ی پوست پرتقالی معروف است.)
احساس سنگینی، سوزش یا درد در یک پستان
یکی از پستان ها بزرگتر از دیگری شده باشد و به سادگی بتوان آن را تشخیص داد.
نوک پستان معکوس شده باشد. ( یعنی به سمت داخل فرو رفته باشد.)
توده هایی که در محل اتصال بازو و تنه شخص به وجود آمده باشد.
این نوع از سرطان های پستان، اکثراً باعث به وجود آمدن توده ای مشخص در داخل بافت پستان نمی شوند و نمی توان آن را به وسیله ی خود آزمایی و حتی ماموگرافی به سادگی تشخیص داد. با این وجود به دلیل تغییرات واضح در پوست پستان، در صورت مراجعه به موقع و پس از استفاده از سونوگرافی، در صورت ابتلا به بیماری، پزشک می تواند به سرعت وجود یا عدم وجود بیماری را تایید کند.
علائم سرطان التهابی پستان به سرعت به وجود آمده و گسترده می شوند. در واقع بیماری می تواند به سرعت پیشرفت کند. هرگونه تغییر ناگهانی در بافت یا ظاهر پستان باید فوراً به پزشک اطلاع داده شود.
برای خانم هایی که در دوران بارداری یا شیردهی هستند، قرمزی، تورم، خارش و درد اغلب علائم عفونت پستان است، که با آنتی بیوتیک قابل درمان می باشد. اگر شما باردار یا شیرده نیستید و این علائم را در خود مشاهده کرده اید، پزشک باید بررسی های لازم در مورد امکان ابتلا به سرطان التهابی پستان را بر روی شما انجام دهد.
علائم سرطان پستان متاستاتیک به بخشی از بدن که سرطان در آن گسترش یافته و مرحله بیماری بستگی دارد. ضمناً برخی اوقات، بیماری متاستاتیک ممکن است علامتی نداشته باشد.
با وجود آنچه گفته شد، برخی از علائم می تواند به شکل زیر باشد:
چنانچه قفسه سینه تحت تاثیر سرطان قرار گرفته باشد، ممکن است در بخش های اطراف پستان، دردهایی را حس کنید و یا شاهد ترشح از نوک پستان باشید.
چنانچه استخوان ها تحت تاثیر سرطان قرار گرفته باشند، علائم می تواند شامل درد، شکستگی، یبوست یا کاهش هوشیاری به دلیل افزایش سطح کلسیم در خون باشد.
اگر تومورها در ریه ایجاد شوند، علائم می توانند شامل تنگی نفس یا مشکل در تنفس، سرفه، درد دیواره پستان یا خستگی شدید باشد.
در صورت رسوخ سلول های سرطانی به کبد، علائم شامل حالت تهوع، خستگی شدید، تورم شکم، تورم پاها و دست ها به دلیل جمع شدن مایعات و زردی یا خارش پوست خواهد بود.
اگر سلول های به وجود آورنده سرطان پستان به مغز یا نخاع گسترش یابند و تومورهایی ایجاد کنند، علائم ممکن است شامل درد، سردرگمی، تحلیل رفتن حافظه، سردرد، تاری دید یا دوبینی، مشکلات تکلم، مشکلات حرکتی یا تشنج باشد.
سرطان سینه بسته به اندازه تومور و میزان انتشار آن در استیج ها یا مراحل مختلف دسته بندی می شود. سرطان هایی که به بافت های مجاور سینه و بخش های دیگر بدن سرایت پیدا کرده اند در استیج بالاتری نسبت به سرطان های لوکال و توده های کوچک پستانی قرار می گیرند. برای فهمیدن استیج یک سرطان سینه پزشکان باید اطلاعات زیر را داشته باشند:
اینکه سرطان تهاجمی یا غیر تهاجمی است؟
اندازه تومور چقدر است؟
آیا گره های لنفاوی نیز درگیر شده اند؟
و آیا سرطان به بافت های و اعضای مجاور بدن سایت کرده است یا خیر؟
سرطان سینه در پنج اسیتج دسته بندی می شود:
سرطان سینه استیج صفر
استیج صفر همان کارسینوم مجاری شیری درجا یا (DCIS) است. سلول های سرطانی در این نوع سرطان محدود به داکت های شری باقی می مانند و به بافت های مجاور سرایت نمی کنند.
سرطان سینه استیج یک
استیج 1A : تومور اصلی کمتر از دو سانتی متر قطر دارد و گره های لنفاوی درگیر نشده اند.
استیج 1B : در این مرحله سرطان در گره های لنفاوی مجاور مشاهده شده است ولی توموری در بافت پستان مشاهده نشده و یا اندازه آن کمتر از دو سانتی متر است.
سرطان سینه استیج دو
استیج 2A : تومور کمتر از دو سانتی متر است و به یک الی سه گره لنفاوی مجاور خود سرایت کرده است. یا اینکه تومور بین دو الی پنج سانتی متر است ولی به گره های لنفاوی سرایت نکرده است.
استیج 2B : تومور بین دو الی پنج سانتی متر است و به یک الی سه گره لنفاوی سرایت کرده است و یا بزرگ تر از پنج سانتی متر است اما در گره های لنفاوی مشاهده نشده است.
سرطان سینه استیج سه
استیج 3A : سرطان به چهار الی نه گره لنفاوی زیر بغل سرایت کرده است و یا درون گره های لنفاوی پستان رشد پیدا کرده است. اندازه تومور اصلی می تواند متغیر باشد. گاهی نیز تومورها بزرگ تر از پنج سانتی متر هستند و سرطان در یک الی سه گره لنفاوی زیر بغل منتشر شده است.
استیج 3B : تومور به قفسه سینه یا پوست رسیده است و ممکن است بیش از 9 گره لنفاوی را درگیر کرده باشد.
استیج 3C : سرطان در ده گره لنفاوی یا بیشتر منتشر شده است. یا گره های لنفاوی نزدیک استخوان ترقوه یا گره های لنفاوی داخل پستان.
سرطان سینه استیج چهار
در استیج چهار سرطان سینه تومورهای می توانند هر اندازه داشته باشند و سلول های سرطانی آن ها در کل گره های لنفاوی نزدیک و دور و همچین اعضای دیگر بدن منتشر شده اند. پزشک با انجام آزمایشات تشخیصی مانند روش های تصویربرداری و نمونه پستان می تواند نسبت به نوع سرطان سینه و مراحل پیشرفت آن اظهار نظر کند.
برای درک اینکه آیا علائم ایجاد شده در پستان در نتیجه سرطان هستند یا یک بیماری بیخطر ، پزشک ممکن است طیف وسیعی از معاینات و آزمایشات تشخیصی مختلف از معاینه فیزیکی پستان گرفته تا بیوپسی را انجام دهد. برای تشخیص قطعی سرطان معمولاً چند آزمایش در تکمیل یکدیگر انجام می شود. روش های تشخیص سرطان پستان عبارتند از:
این روش شایع ترین شیوه تصویربرداری و مشاهده تغییرات احتمالی در بافت پستان هاست که با استفاده از پرتوهای ضعیف اشعه ایکس انجام می شود. انجام تصویربرداری ماموگرافی در زنان بالای چهل سال به طور سالیانه ضروری است و می تواند تا حد زیادی از پیشرفت سرطان سینه جلوگیری کند.
سونوگرافی یکی از روش های تشخیصی سرطان سینه است و معمولاً به منظور تفکیک توده های غیرسرطانی مانند کیست ها از توده های سرطانی استفاده می شود.
در صورتی که نتایج حاصل از تصویربرداری از بافت پستان به وسیله ماموگرافی و سونوگرافی نشان دهنده توده های مشکوک به سرطان باشد ، قدم آخر در تشخیص قطعی سرطان سینه، انجام نمونه برداری پستان یا بیوپسی است. در بیوپسی بخشی از توده مشکوک به همراه بافت مجاور آن با استفاده از نیدل برداشته می شود و برای انجام آزمایشات تکمیلی به آزمایشگاه پاتوبیولوژی ارسال می شود.
سرطان پستان، بسته به نوع و میزان گستردگی، با روش های مختلفی درمان می شود و به طور معمول، یک روش درمانی به تنهایی برای رفع آن استفاده نمی شود. روش های درمانی این بیماری، به طور کلی به دسته های زیر تقسیم می شوند:
جراحی معمولاً خط مقدم مبارزه با سرطان سینه است که خود انواع مختلفی داشته و حذف بافت سرطانی به واسطه ی جراحی نقطه ی مشترک تمام آن ها است. در جراحی لامپکتومی ، بخشی از بافت سینه و تومور سرطانی برداشته می شود و هدف حفظ بافت اصلی و ظاهر پستان است. این در حالیست که در جراحی ماستکتومی کل بافت پستان برداشته می شود. البته روش های جدیدی نیز به وجود آمده است که تا حد امکان بتوان پوست و نوک پستان را حفظ کرد.
شیمی درمانی شامل تجویز داروهایی برای تضعیف و از بین بردن سلول های به وجود آورنده سرطان در پستان است. این داروها می توانند به طور خوراکی یا تزریق درون رگ تجویز شوند.
در این روش، دسترسی سلول های سرطانی به هورمون های مورد نیاز جهت رشد، مسدود می شود.
این نوع درمان به سیستم دفاعی بدن کمک می کند، تا به مبارزه با سرطان یا عوارض حاصل از سایر روش های درمانی بپردازد.
در این نوع از درمان، با استفاده از اشعه های قوی، مانند ایکس ری به تخریب سلول های سرطانی پرداخته می شود.
مانند اکثر سایر بیماری های سرطانی، در درمان سرطان پستان (سرطان سینه) نیز، یک تیم پزشکی، متشکل از تخصص های مختلف، برای ریشه کن کردن این بیماری دست به دست هم می دهند. این تیم می تواند شامل متخصصان آنکولوژی، جراحان عمومی، جراحان پلاستیک و چند متخصص دیگر باشد.
گرچه شاید نام سرطان بسیار ترسناک باشد، ولی نباید در مواجهه با علائم سرطان پستان، دستپاچه شوید. فراموش نکنید که بسیاری از بیماری ها، علائم مشابه ای با یکدیگر دارند. با این وجود برای رفع هرگونه ابهام و نگرانی، باید به پزشک متخصص مراجعه کنید؛ تا وضعیت شما را به طور دقیق مورد بررسی قرار دهد. لازم است به شما یاد آوری کنیم که، مانند تمام بیماری ها، سرطان نیز در ابتدای شکل گیری و پیش از گسترده شدن، درمانی به مراتب ساده تر خواهد داشت.
اصولا بخشی از جراحی سرطان پستان برداشتن غدد لنفاوی زیر بغل است و زمانی که غدد لنفای برداشته می شود طبیعتا درناژ لنفاوی یا آب میان بافتی دچار اختلال می شود و بیمار مستعد تورم دست خواهد شد. در واقع لنف ادم تورمی است که در اثر جمع شدن مایع لنفی در بدن ایجاد خواهد شد و معمولا این عارضه پس از اعمال جراحی های مختلف مانند سرطان پستان اتفاق خواهد افتاد. عارضه لنف ادم یا ورم غدد لنفاوی ممکن است در اثر جراحی های لنفاوی، غدد دست، شیمی درمانی ها و درمان های مختلف سرطان ها ایجاد شود یکی از عوامل موثر در میزان ایجاد ورم دست تعداد غدد لنفاویی است که حین عمل جراحی برداشته می شود، غدد لنفاوی نگهبان در این زمینه بسیار کارساز خواهند بود.
حال چه اقداماتی باید انجام شود تا خطرات ابتلا به لنف ادم کمتر شود؟ و چگونه باید این عارضه را کنترل کرد؟
روش های درمان ورم لنفاوی دست یا لنف اِدِم پس از سرطان پستان؟ میزان بروز لنف ادم یا ورم دست در افرادی که جراحی پستان انجام می دهند چقدر است؟ و چه بیمارانی مستعد این عارضه هستند؟
این ها سوالاتی است که در ادامه به آن ها پاسخ داده خواهد شد.
به طور متوسط خانم های مبتلا به سرطان پستان ممکن است ۲۵ تا ۳۰ درصد در طول عمر خود، از زمان جراحی تا پایان عمر مبتلا به لنف ادم یا ورم دست شود. همه ی افراد پس از جراحی پستان در معرض ابتلا به لنف ادم هستند اما شدت آن در بیماران مختلف، متفاوت است.
هرچه میزان وسعت جراحی بیشتر باشد و تعداد غدد لنفاوی بیشتری برداشته شود و غدد لنفاوی بیشتری درگیر شوند، احتمال ابتلا به لنف ادم بیشتر خواهد شد. همچنین درمان های مختلفی مانند شیمی درمانی، رادیوتراپی، برخی هورموتراپی ها و… باعث تشدید ورم های مختلف لنفاوی خواهند شد. از عوامل تشدید کننده لنف ادم می توان به سبک زندگی اشتباه مانند فعالیت های بسیار کم و یا فعالیت های بسیار زیاد اشاره کرد که هر کدام باعث تشدید این عارضه خواهند شد. بنابراین توصیه می شود که پس از جراحی، فعالیت های معمول روزمره به صورت متعادل از سر گرفته شود.
در اثر فعالیت های بسیار کم بیمار و دریافت برخی داروهای هورمونی و… ممکن است بیمار دچار افزایش وزن شود و خطر ابتلا به لنف ادم در اینگونه افراد افزایش پیدا خواهد کرد. در نتیجه توصیه می شود که بیماران در جهت کاهش وزن و متعادل کردن وزن خود به کمک متخصص تغذیه اقداماتی را انجام دهند.
اصولا بخشی از جراحی سرطان پستان ارزیابی دقیق از وضعیت غدد لنفاوی زیر بغل است. نحوه انتشار سرطان پستان به دو صورت است و شایع ترین روش آن از طریق سیستم لنفاوی می باشد.
از آنجایی که متاستاز لنفاوی شایع ترین روش است، ابتدایی ترین غددی که ممکن است درگیر شود غدد لنفاوی زیر بغل بوده و پزشک برای ارزیابی درمان دقیق باید به صورت کامل و دقیق، اقدام به بررسی غدد لنفاوی زیر بغل کند. در نتیجه برداشتن تعدادی از غدد لنفاوی زیر بغل اجتناب ناپذیر و الزامی است.
اما هرچه شدت بیماری کمتر باشد و بر اساس ارزیابی های صورت گرفته پزشک به این نتیجه برسد که درگیری غدد لنفاوی زیر بغل زیاد نیست، طبیعتا تعداد کمتری از غدد لنفاوی برداشته خواهد شد. همچنین سال های سال است که پزشکان از روش برداشتن غدد لنفاوی نگهبان استفاده می کنند . اولین غدد لنفاوی که درناژ لنفاوی پستان به داخل آن ها انجام شود غدد لنفاوی نگهبان هستند. معمولا توصیه می شود که از این غدد لنفاوی نگهبان حداقل سه عدد برداشته شود.
معمولا تشخیص غدد لنفاوی نگهبان از دو طریق صورت می گیرد:
این داروی آبی رنگ به داخل سینه بیمار تزریق شده و ماساژ داده می شود، در نتیجه این ماده به داخل غدد لنفاوی نگهبان وارد شده و پزشک آن را تشخیص و در نهایت جدا خواهد کرد.
در مراحل اولیه بیماری، پزشک بیمار را به پزشکی هسته ای ارجاع داده تا تزریق رادیودارو در سینه بیمار انجام شود. رادیودارو نیز وارد غدد لنفاوی نگهبان می شوند و پزشک در نهایت در اتاق عمل به وسیله دستگاهی به نام گاما پروب که مسیر جریان سلول های سرطانی را مشخص میکند، مستقیما با برش های چند سانتی کوچک همان چند غده لنفاوی نگهبان را جدا خواهد کرد. در نتیجه این غدد حین عمل مورد آزمایش قرار خواهند گرفت و اگر پاک باشند، دیگر غدد لنفاوی بیشتری برداشته نخواهد شد و طبیعتا میزان ابتلا به عارضه لنف ادم نیز کمتر خواهد بود.
روش برداشتن غدد لنفاوی نگهبان در مواردی توصیه می شود که بیماری در مراحل اولیه است و هنوز گسترش پیدا نکرده است .پزشک با برداشتن غدد لنفاوی کمتر به وسیله تکنیک های مختلف، از گسترش بیشتر بیماری جلوگیری کرده و در نتیجه خطر ابتلا به لنف ادم نیز کمتر خواهد شد.
اما در صورتی که پزشک احساس کند غدد لنفاوی بیشتری درگیر هستند، مجبور به برداشتن غدد بیشتری خواهد شد در نتیجه پزشکان تاکید می کنند که بیماران به موقع مراجعه کنند .
اصولا در مراکزی که به صورت روتین از روش برداشتن غدد لنفاوی نگهبان استفاده میکنند، این اتفاق کمتر خواهد افتاد. اما ممکن است شرایطی به وجود بیاید که که امکان برداشتن غدد لنفاوی نگهبان وجود نداشته باشد و جراح جهت تشخیص دقیقتر درگیری غدد لنفاوی، مجبور به برداشتن غدد بیشتری خواهد شد. یا در بسیاری از مواقع در اتاق عمل جراح پس از برداشتن غدد لنفاوی نگهبان، با لمس زیر بغل بیمار، با تعدادی غدد لنفاوی بزرگ رو به رو می شود که مشکوک هستند . در نتیجه پزشک مجبور به برداشتن غدد لنفاوی بیشتری برای تشخیص دقیق روند بیماری خواهد شد.
پیشگیری از بروز لنف ادم یا ورم دست بعد از جراحی سرطان پستان باید بلافاصله بعد از جراحی اتفاق بیفتد . اولین نکته برای پیشگری از بروز لنف ادم برگشت بیمار به زندگی عادی خود است طوریکه به راحتی بتواند کارهای معمول روزمره را انجام دهد. اگر بیمار دست خود را حرکت ندهد و فعالیت های بسیار کمی داشته باشد ، مفاصل دست او خشک خواهند شد و احتمال ورم دست بعد از جراحی سرطان پستان نیز بالاتر خواهد رفت.
ماساژ روزانه دست نیز برای جلوگیری از بروز این عارضه بسیار موثر است و بیمار در طول روز باید چندین بار نرمش های توصیه شده توسط پزشک را انجام دهد. ماساژ دست از قسمت نوک انگشتان شروع شده و تا بازوها باید ادامه داشته باشد.همچنین پزشک به بیمار توصیه می کند که از یکسری فعالیت هایی که باعث افزایش فشار به دست خواهد شد جلوگیری کند . برخی از این فعالیت ها عبارتند از:
ورزش سنگین
خوابیدن روی سمتی از دست که جراحی شده است.
خرد کردن سبزی
بلند کردن و حمل جسم سنگین
آویزان نگه داشتن طولانی دست
بالا نگه داشتن دست و پا در دراز بلند مدت
نکته مهم اینجاست که بیمار می تواند پس از جراحی تمامی فعالیت های عادی روزمره خود را انجام دهد اما باید از فعالیت هایی که باعث ایجاد فشار به دست و یا ورود مواد آلوده به بدن می شود جلوگیری کرده و تمامی این محدودیت ها را نه تنها پس از عمل بلکه در تمام طول عمر خود باید لحاظ کند.
همچنین بیمارانی که پروازهای طولانی مدت دارند، برای جلوگیری از بروز لنف ادم می توانند از دستکش های مخصوص جهت جلوگیری فشار به دست استفاده کنند و پس رسیدن به مقصد حتما استراحت لازم را داشته باشند . ماساژ ملایم دست ، حین سفر نیز در جلوگیری از بروز لنف ادم موثر است.
هنگام خواب نیز بیمار نباید بر روی دست مبتلا به لنف ادم بخوابد. بهتر است بیمار یک بالش در زیر دست خود گذاشته تا آب میان بافتی در حین خواب به وسیله سطح شیب دار ایجاد شده، تخلیه شود.
همانطور که اشاره شد بهترین زمان برای درمان این عارضه پس از جراحی است و در یک ماه اول پس از جراحی مراحل اولیه درمانی باید انجام شود چرا که ممکن است پس از جراحی شروع ورم های دست اتفاق بیفتد. اگر بیمار احساس علایم اولیه لنف ادم یعنی ورم دست را داشت باید به سرعت برای درمان این عارضه اقدام کند.
یکی از علت های اصلی تشدید کننده ورم دست بعد از جراحی سرطان پستان، استرس است که بیمار باید برای روح و جسم خود ارزش قائل باشد و از زندگی خود لذت ببرد و برای کاهش استرس و درمان خود همراهی لازم را داشته باشد.
همچنین بسیاری از بیماران دربارهی پمپ های درمانی سوال می کنند که باید گفت استفاده از پمپ های درمانی و بانداژ می تواند جایگزین بخشی از ماساژ باشد و به تنهایی برای درمان کافی نیست. در واقع بیمار باید از ماساژهای درمانی برای دست و پاهای خود استفاده کند و در برخی مواقع نیز از پمپ استفاده کند.
در شروع لنف ادم و در طول درمان بیمار، افزایش وزن و چاقی می تواند عامل خطر بروز لنف ادم باشد . افرادی که متابولیسم پایین بدن دارند باید برای افزایش متابولیسم بدن به متخصص تغذیه مراجعه کنند تا با کنترل وضعیت تغذیه و افزایش فعالیت خود، به باز شدن متابولیسم بدن خود کمک کنند.
تنها محدودیت در رژیم غذایی لنف ادم محدودیت نمک است که باعث افزایش ورم خواهد شد و بیمار باید مصرف نمک خود را بیشتر کنترل کند. همچنین گاهی خود بیمار متوجه می شود که با مصرف برخی مواد غذایی ورم دست او افزایش پیدا می کند. در نتیجه باید از مصرف زیاد آن ماده غذایی که بیمار به آن آلرژی دارد خودداری شود.